محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

14

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ / گفتند : اى نوح به راستى كه با ما جدل كردى و در جدال با ما بس افزودى . اگر از راستگويانى در ميان آر آنچه را كه به ما وعده مىدهى » [ هود / 32 ] . آن فرومايگان نه تنها به اين اتّهامات دروغين بسنده نكردند ، بلكه آن پيامبر بزرگوار را به مسخره و ريشخند گرفتند ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ ، وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ، قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا ، فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ * فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ / و [ نوح ] كشتى را مىساخت و هر گاه كه گروهى از قومش بر او مىگذشتند ، او را به ريشخند مىگرفتند ، مىگفت : اگر ما را به ريشخند مىگيريد ما [ هم در آينده ] شما را چنان كه شما به ريشخند مىگيريد به ريشخند خواهيم گرفت آنگاه خواهيد دانست چه كسى است كه به او عذابى مىرسد كه رسوايش كند و بر او عذابى پاينده فرود آيد « 1 » » [ هود / 38 - 39 ] . زندگى نوح ( ع ) اين چنين بود ، يك زندگى دشوار و تلخ ، داستان رنج او با قومش همراه محنتى تند و دردناك بود . وى قرن‌ها و روزگاران ، در ميان آنان زيست و تمام تلاش خود را به كار گرفت تا مگر قومش به خداوند ايمان آورند و پرستش بت‌ها را واگذارند و زمانى طولانى قومش را در آشكار و نهان دعوت مىكرد و براى آنان مثل‌ها مىزد و نظر آنان را به آفرينش گونه‌گون خودشان جلب مىكرد ، و به اين كه خداوند طى دوران جنينى و زندگى در اين دنيا چگونه آنان را نواخته و آسمان‌ها و زمين را پديد آورده است ! و به ايشان گوشزد مىكرد كسى كه براى نخستين بار آنها را پديد آورده مىتواند دوباره بازشان گرداند . زيرا كسى كه زمين براى آنان آفريده و از نعمت‌هاى موجود در آن بهره‌مندشان ساخته مىتواند ديگر بار آنها را برانگيزد و كيفرشان دهد « 2 » . با وجود همهء اينها نوح ( ع ) از سوى مردمش فقط با گوش‌هاى ناشنوا و دلهاى در بسته و خردهاى جامد روبه‌رو شد ، جان‌هايشان خشك‌تر از سنگ و دل‌هاشان سخت‌تر از آهن بود . خير خواهى و ياد آورى سودى به حالشان نمىبخشيد و از هيچ هشدارى بيمناك نمىشدند و هر گاه كه با خير خواهى بيشترى روبه‌رو مىشدند ، بيشتر در گمراهى فرو مىغلتيدند ، به دعوت نوح توجهى نمىكردند و از هشدار و بيم او باكى نداشتند . امّا او نهصد و پنجاه سال به عنوان

--> ( 1 ) . تفاسير معتبر / ذيل آيات پيش گفته . ( 2 ) . محمود شرقاوى ، الانبياء فى القرآن الكريم ، قاهره ، 1970 م ، ص 133 - 134 .